شکل گیری جریان سلفی
جریان« سلفی» که در تقسیم بندی های سیاسی به عنوان جریانی« بنیادگرا» و « فاندامنتالیست»
عنوان می شود، با توجه به دیدگاه ها و آرا وعقاید دینی، مذهبی و سیاسی خاص خود در سالهای
اخیر نقش بسزایی در سیاست های منطقهای خاورمیانه و همچنین کشورهای مختلف از عربستان
گرفته تا هند ایفا کرده و هر روز نیز بر دامنه نفوذ آن افزوده میشود.
باید توجه داشت که هم اینک، چارچوب جغرافیایی سلفی گری بیش از آن است که تصور می شود و
در حقیقت به مناطقی فراتر از خاورمیانه و آسیا و شمال آفریقا گام نهاده و شبکه های منسجم و
پراکنده این جریان همچون ویروس از نقطه ای به نقطه دیگر سرایت می کنندو در تمام قاره ها
پراکنده شده اند.
جریان سلفی به مفهوم تجددگریزی، نص گرایی، مقابله با نوآوری و اجتهاد، باور به دوران طلایی
گذشته وحرکت درجهت عکس حرکت تاریخ که آینده را در گذشته جستجو می کنند،
به عنوان فرقه ای جدید در قرن هفتم هجری توسط « ابن تیمه حرانی» تئوریسین اصلی این فرقه
بنیان گذاشته شد. سرمنشاء افراط گرایی و تندروی را باید درسرزمین «نجد» جست وجو کرد،
چراکه این سرزمین کانون سیاسی تحرکات اعتراض آمیز پس از وفات پیامبراکرم (ص) بهشمار
می آمد و خوارج نیز از این سرزمین بودند که بر امیر مومنان (ع) شوریدند و برای توجیه
پرچم « لا حکم الا لله» را برافراشتند و براساس آن به قتل و کشتار شیعیان پرداخته و خون
دگرمسلمانان را مباح کردند وجنبشی با خشونتی آمیخته به تفسیر دینی و مذهبی ایجادکردند وتکفیر
به مهمترین ویژگی و صبغه این افراد تبدیل شد؛ که اکنون نیز تاریخ با همان تفکر و همان پرچم
تکرار می شود.
در منابع روایی شیعه و اهل سنّت، روایات متعددی درباره پیش بینی های پیامبراکرم(ص) به طور
صریح یا ضمنی در
باره بروز فتنه در منطقه نجد نقل شده است .مثلابخاری از عبدالله بن عمر نقل کرده است که:
رسول خدا(ص) فرمود:
"اللهم بارک لنا فی شامنا، اللهم بارک لنا فی یمننا، قالوا : یا رسول الله و فی نجدنا؟ قال: اللهم بارک لنا
فی شامنا، اللهم بارک لنا فی یمننا،
قالوا : یا رسول الله و فی نجدنا،
قال: فأظنه،
قال فی الثالثه: هنالک بالزلازل و الفتن،و بها یطلع قرن الشیطان
( المعرفه و التاریخ ج ۲ ،ص۳۸۸، صحیح بخاری ج۶، ص ۲۵۹۸، کتاب الفتن ح۶۶۸۱،
المسند ج۲، ص ۱۱۸، ح ۵۹۸۷ – سنن ترمذی ج۵، ص ۷۳۳، ح ۳۹۵۳ )"
رسول اکرم (ص) فرمودند:
"خدایا، کشور شام را برای ما مبارک گردان! خدایا، کشور یمن را برای ما مبارک گردان!"
صحابه گفتند:
سرزمین نجد را نیز مبارک فرما،
رسول خدا(ص) باز در حق شام و یمن دعای خویش را تکرار فرمود.
صحابه گفتند: یا رسول الله، درباره سرزمین نجد نیز دعا کنید؟
پیامبر بار سوم فرمود :در این سرزمین،
آشوبها و فتنه رخ خواهد داد و شاخ شیطان از آنجا سر بیرون می آورد.
همچنین سعید بن منصور در سنن و ابن حنبل در مسند و بخاری در صحیح
از پیامبر گرامی اسلام (ص) نقل کرده اند؛که فرمود:
" یَخرُجُ ناسٌ من قبل المشرقِ و یقرءون القرآنَ لایُجاوِزُ تراقِیَهُم، یَمرُقونَ من الدِّینِ کما یمرق
السَّهمُ من الرَّمِیُّه؛ لایَعودونَ فیه حتّی یعودَ السَّهمُ الی فُوقِهِ .
قیل: ما سیماهم ؟ قال: سِیماهُم التَّحلییق.
(سنن سعیدبن منصور ج۲، ص۳۷۵، ح۲۹۰۴، مسند ابن حنبل ج۳، ص۶۴، ح ۱۱۶۳۲،
صحیح بخاری ج۶، ص۲۷۴۸، ح۷۱۲۳، مسند ابی یعلی ج۲، ص۴۰۸، ۱۱۹۳ )
"افرادی از ناحیه مشرق قیام می کنند. قرآن تلاوت می کنند و لی قرآن از گلوگاه آنان تجاوز
نمی کند ( در قلب آنان تاثیر نمیگذارد) و از قرآن بهره نمی برند ، این گروه از دین خارج
می شوند همان گونه که تیر از کمان خارج می شود و دیگر به طرف دین برنمی گردند مانند
تیر که به سوی کمان برنمی گردد. "
پرسیدندیا رسول الله(ص):
این فرقه چه نشانه ای دارند؟
فرمود: چهره این گروه با سرهای تراشیده مشخص می شود.
مَا أَصِفُ مِنْ دَارٍ أَوَّلُهَا عَنَاءٌ وَ آخِرُهَا فَنَاءٌ فِی حَلاَلِهَا حِسَابٌ وَ فِی حَرَامِهَا
عِقَابٌ مَنِ اِسْتَغْنَى فِیهَا فُتِنَ وَ مَنِ اِفْتَقَرَ فِیهَا حَزِنَ وَ مَنْ سَاعَاهَا فَاتَتْهُ وَ
مَنْ قَعَدَعَنْهَاوَاتَتْهُوَ مَنْ أَبْصَرَ بِهَا بَصَّرَتْهُ وَ مَنْ أَبْصَرَ إِلَیْهَا أَعْمَتْهُ قالالشریف
أقول و إذا تأملالمتأملقوله ع و من أبصر بها بصرته وجد تحتهمن المعنى
العجیب و الغرض البعید ما لا تبلغ غایته و لا یدرک غوره لا سیما إذا قرن
إلیه قوله و من أبصر إلیها أعمته فإنهیجد الفرق بین أبصربها و أبصر إلیها
واضحا نیرا و عجیبا باهرا
خطبه 82 نهج البلاغه خطبه(غراء)خوانده می شود.
یعنی خطبه برجسته و علت انتخاب این نام برای این خطبه طول خطبه
است؛چرا که از خطبه های حضرت خطبه ای نیست که از لحاظ لفظ و
معنی برجسته نباشدو در تمام خطبه ها؛سبک خاص بیان وکتابت حضرت
که مبتنیبر ایجاز،و گنجانیدن حداکثر معانی در حداقل کلمات میباشد ؛
مشاهدهمیشود و کلماتی که از طرف آن حضرت، انتخاب شده طوری
متناسب و دارایانسجام است که اگر یک کلمه را ازیک جلمه بردارند
تا کلمهای دیگر به جایشبگذارند بنیان فصاحت متزلزلمیشود.
دراین بخش خطبه در مورد دنیا ودنیا طلبان می فرمایند:
«چگونه توصیف کنم سر منزلى را کهابتداى آن سختى و مشقت است
و پایان آن فنا و نیستى، در حلال آنحساب است و در حرامش عقاب،
ثروتمندش فریبمى خورد و فقیر و گدایش محزون مى گردد.
چه بسیار کسانى که به دنبالش بدوند و به آن نرسند و چه بسیار
کسانى که رهایش سازند و به آنها روى آورد.
هر کس با چشم بصیرت و عبرت بنگرد به او بصیرت و بینائى بخشد؟
و آن کس که چشمش دنبال آن باشد و فریفته آن گردد از دیدن حقایق
نابینایش کند!«
سید رضى مى گوید:
اگر در این جمله امام(ع) "و من ابصر بها بصرته"(کسى که با چشمبصیرت
به آن بنگرد بینایش کند)تأمل شود،معنى شگفت آور و مقصود ژرفى است
که به پایانآن نتوان رسید،
اگر جمله «من ابصر الیها اعمته» (کسى که منتهى آرزوى خود را دنیا قرار
دهدکورش خواهد کرد.) کنار جمله بالاگذارده شود، در این صورتبه خوبى
فرق واضحى بین آن دو یافت خواهد شد،
فرقى روشن، شگفت انگیز و آشکار!
در حقیقت جمله (من ابصر بها بصرته...) اشاره به یک مسئله مهم از
جهان بینى اسلامى مى کند و آن اینکه:
دنیا و مواهب مادى این جهاناگر «وسیله» باشند؛
(همان طور که از جمله «ابصر بها» استفاده مى شود)باعث بصیرت و
بینایى و نتیجه هایى انسانى و مردمى است ؛
واگر «هدف»نهایى را دنیا تشکیل دهند؛
باعث کوردلى و گمراهى خواهند شد.
آنچنان که از جمله «ابصر الیها» استفادهمى شود؛ تفاوت میاندنیاى
مذموم و ممدوح همان است که از «الیها» و «بها» استفاده مى شود.
حضرت على(ع) فرمودند:
در هر که شش خصلت جمع شود هیچ خواسته اى را براى رسیدن به
بهشت و هیچ چیز را براى گریز از دوزخ رها نساخته است:
1- کسى که خدا را بشناسد و اطاعتش کند.
2 - شیطان را بشناسد و نافرمانیش کند.
3 - حق را بشناسد و پیرو آن شود.
4 - باطل را بشناسد و از آن بپرهیزد،
5 - دنیا را بشناسد و آن را دور بیفکند
6 - آخرت را بشناسد و آن را بطلبد.
وقایع موثربر تکوین اندیشه های سلفی وجهانی شدن آن
رشد بنیادگرایی در جهان، استقرار جمهوری اسلامی پس از انقلاب سال ۱۳۵۷ در ایران،گسترش سازمانهای
اسلام گرا در مصر و اندونزی و پاکستان، انتفاضه در فلسطین و برآمدن اسلام گرایان در سودان و الجزایر
جریان تکفیریها رانیز نیرو بخشید.
علاوه بر مراحل مذکور که در تکوین اندیشه های سلفی گری نقش داشته اند، می توان به چهار واقعه مهم
نیز اشاره داشت، که بیش از پیش به جهت گیری جریان های سلفی معاصر و نسبت آنها با حکومت های
منطقه خاورمیانه تأثیر داشته است.
نخستین واقعه، خروج نیروهای اتحاد جماهیر شوروی از افغانستان در اواخر دهه 1980 است، که موجب
بازگشت جریان های سازماندهی شده سلفی به کشورهای خود با حس پیروزی شد.
واقعه دوم، اشغال کویت توسط عراق و مداخله آمریکا در این واقعه با راه اندازی جنگ خلیج فارس بود،
که در دهه 1990به رویارویی جدی گروه های سلفی با حکومت های منطقه انجامید.
واقعه سوم، حملات 11 سپتامبر 2001 و حمله به مرکز تجارت جهانی در نیویورک بود که بین سال های
2001 تا 2008 به آغاز تنش میان آمریکا با جریان های سلفی انجامید .
حمله به افغانستان و عراق به عاملی تقویت کننده و اثرگذار برای پایگاه توده ای این جریان شد.
در حقیقت، حوادث 11 سپتامبر باعث ارتقای جایگاه راهبردی گروههای نظامی و شبه نظامی و محوریت
تفکر القاعده شد.
این پدیده ی فکری از زمان پیدایش ؛ مورد حمایت تفکر استراتژیک کاخ سفیدبود.
اما اصطکاک منافع آنان در منطقه، سبب اختلاف شده، باعث تهاجم نظامی آمریکا به افغانستان شد.
و
در نهایت واقعه چهارم، بیداری اسلامی و انقلاب های عربی- اسلامی در منطقه خاورمیانه و شمالآفریقاست،
که زمینه های احیای دوباره سلفی های سیاسی را فراهم نمود و دامنه فعالیت و نفوذ تکفیریها را گسترد و
سلفیت جهادی و تندروی تکفیری هزاران جوان مسلمان را نه تنها از سرزمینهای اسلامی بل از اروپا و
آمریکا نیز به سوی خود کشید.
سرچشمه های فکری تکفیر بسیار پیچیده تر وبیشتر از آن است که اشاره شد، ولی بدون شک منابع تئوریک و
فکری" تکفیر" به سه نقطه مهم در جهان اسلام می رسد که عبارتند از :
- شبه قاره هند و جنبش های اسلامی آن سرزمین ،
- مصر و حرکت های انقلابی آن و
- سرانجام جنبش وهابیت در عربستان سعودی
که رابطه هریک از این منابع در شکل گیری این گروهها و تندروی کنونی در جهان اسلام غیر قابل انکار است.
« اگر ما می خواهیم در مورد مسئله زن، درست فکر کنیم و درست حرکت کنیم و دچار خطا نشویم
باید ذهنمان را از حرف های کلیشه ای فرآورده غربی ها به کلی خالی کنیم. غربی ها نسبت به مسئله
زن بد فهمیدند، بد عمل کردند و همان فهم بد و غلط و عمل گمراه کننده و مهلک خودشان را به صورت
سکه رایج در دنیا کردند.» (امام خامنه ای)
آماج بمباران اسرائیل بودند نامه می نویسد و با رشک بردن به عفت و حیا و نجابت زنان مسلمان و بر
شمردن ظلم بزرگی که به زنان غربی شده است از زنان مسلمان می خواهد در دامی که غرب برای
آنان گسترده است گرفتار نشوند و به جای تقلید از زن غربی ،حافظ عفت و نجابت خود باشند.
خانوادههای آمریکایی بدل شده است.من کشتار ،مرگ و نابودی را که در لبنان اتفاق افتاده می بینم ،
اما من چیز دیگری را هم می بینم.
می بینم هرچند آنها پوششی محجوبانه دارند لیکن هنوز زیباییشان می درخشد .
اما این فقط زیبایی بیرونی نیست ، که متوجه آن می شوم،
من چیزی عجیب در درون خود احساس می کنم ،غبطه می خورم…
اما نمی توانم چیزی بگویم ؛ فقط قدرت ، زیبایی، عفت و بیش از همه رضایت و شادی تو را تحسین
می کنم. آری ، عجیب است اما به ذهن من خطور می کند که تو هر چند تحت بمباران اما از ما ،
خوشحال تری.
چرا که تو هنوز زندگی طبیعی یک زن را داری .شیوه ای که زنان از ابتدا همواره چنین زندگی می کردند .
در غرب هم تا دهه ۱۹۶۰ اینچنین معمول بود، تا اینکه به وسیله دشمنی مشترک بمباران شدیم.
اما ما با مهمات واقعی بمباران نشدیم ،بلکه با فساد اخلاقی و نیرنگ آلود و زیرکانه از طریق وسوسه بمباران شدیم.
آنها می خواهند بعد از آنکه از بمباران زیرساخت های کشورهای شما فارغ شدند،
شما را نیز اینگونه بمباران کنند .
نمی خواهم این برای تو هم اتفاق بیفتد.
تو هم احساس خفّت خواهی کرد همانطور که ما می کنیم.
تو می توانی از این بمباران ها دوری کنی ، اگر لطف کنی ،
و به ما که از نفوذ شیطانی آنها تلفات جدی داده ایم، گوش کنی.
مشتی دروغ است ، تحریف است، نیرنگی ماهرانه است
آنها روابط نا مشروع را تحت عنوان سرگرمی بی ضرر جلوه می دهند ،برای اینکه هدف آنها انهدام اساس اخلاق جوامعی است که تشعشعات و امواج برنامه های
سمّی شان را به آنان مخابره می کنند .
وقتی که از آن خوردی، هیچ پاد زهری برای آن نیست !! ممکن است نسبتاً بهبود بیابی ،
اما هرگز همچون قبل نخواهی شد. بهتر است کاملاً از این سم دوری کنی ، تا اینکه به دنبال شفا
از آسیب هایی که بوجود می آورد باشی.
آنها سعی دارند، با فیلم ها و نماهنگهای شهوت انگیز ،به دروغ ما زنان آمریکایی را شاد و راضی نشان دهند ،
مفتخر به لباس پوشیدن چون هرزه ها و قانع بودن به نداشتن خانواده ؛
و تو را اینچنین وسوسه می کنند .
میلیون ها نفر از ما داروهای ضد افسردگی مصرف می کنیم ،
از شغل هایمان متنفریم و شب ها به خاطر مردانی که می گفتند دوستمان دارند،
ولی حریصانه از ما سوءاستفاده می کنند و می روند ، گریه می کنیم.
باشید . آنها با جلوه دادن ازدواج به عنوان شکلی از بردگی ، مادری به عنوان نفرین و با جلوه دادن
با حیا بودن و پاک ماندن به عنوان عقب افتادگی و اُمُلی چنین می کنند . آنها می خواهند خودت,
ارزش خودت را پایین آوری و ایمان و اعتقاداتت را از دست بدهی . آنها مانند شیطانی هستند که
(آدم و حوا) را فریب دادند ، تو فریب نخور!
برای خودت ارزش قائل باش : من تو را به عنوان گوهر گران قیمت، طلای ناب ،
یا مروارید گرانبها می بینم، (برگرفته از انجیل متی ۱۳ :۴۵).
همه ی زنان مرواریدهای گرانبهایی هستند، اما برخی از ما در مورد ارزش پاکدامنی مان فریب خوردیم.عیسی گفت : «آنچه مقدس است ، به سگان مدهید و مرواریدهای خود را پیش خوک وحشی نیندازید،
مبادا آنها را پایمال کنند و برگشته ، شما را بدرند.» (متی فصل ۷ عبارت ۶ )
ولی باورم کن! هیچ جایگزینی برای این نیست که بتوان در آیینه نگاه کرد و بازتاب پاکدامنی ،
نجابت و عزت نفس خود را در آن دید .
که ارزشمندترین سرمایه تو ، جذابیت جسمی توست . اما لباسهای عفیف تو و حجاب تو در واقع
پرجاذبه تر از هر مُد غربی است، برای اینکه آنها تو را به صورت اسرارآمیزی پوشانده اند و عزت نفس
و اعتماد به نفس تو را جلوه می دهند .
جاذبه های جسمانی زن باید از چشمان بی لیاقت پوشانده شود، البته این باید هدیه ای باشد از طرفتو برای مردی که تو را آنقدر دوست دارد و برایت احترام قائل است که با تو ازدواج می کند . و از آنجا
که مردان شما مرد اند و با غیرت و دلاور ، حق آنان نیز چیزی کمتر از بهترینی که تو عرضه کنی نیست.
مردان ما دیگر حتی پاکدامنی نمی خواهند، آنها دُرّ گرانبها را درک نمی کنند ؛ آنها سنگ مصنوعی پر
زرق و برق را انتخاب می کنند تا آن را نیز (پس از سوءاستفاده) رها کنند!
اما متوجه شدم برخی زنان مسلمان از حدود تجاوز می کنند و حتی در حین حجابشان سعی دارند
تا جایی که ممکن است مانند غربی ها شوند .
چرا تقلید کنیداز زنانی که به خاطر عفت و پاکدامنی ازدست رفته شان پشیمانند یا به زودی پشیمان خواهند شد؟
هیچ جبرانی برای آن ازدست رفته نیست. شما الماس های بی عیب هستید. نگذارید آنها شما رابفریبند و تبدیل به سنگ بدلی شوید . زیرا که هر آنچه شما در مجلات مد و تلویزیون های غرب می بینید،
دروغ است . این دام شیطان است . طلا نمای ابلهان است.
ارتباط نامشروع قبل از ازدواج چندان هم جالب نیست. ما جسم مان را به مردانی دادیم که
عاشقشان بودیم ، فکر می کردیم این راهی است تا آنها نیز عاشقمان شوند و با ما ازدواج کنند،
همانطوری که همیشه در تلویزیون دیده بودیم . اما بدون امنیت ازدواج و علم قطعی به اینکه او
همیشه با ما خواهد بود ، حتی لذت بخش هم نیست !! چنین است مسخرگی و وارونگی آن ،
فقط یک هدر رفتن است . تو می مانی و اشکهایت .
زن می تواند حقیقتا بفهمد در قلب زن دیگر چیست. حقیقتاً ما همه شبیه یکدیگریم علیرغم نژاد ،
دین و ملیتمان ، قلب یک زن همه جا یک شکل است.ما عشق می ورزیم ,این کاری است که به
بهترین وجه انجام می دهیم . ما خانواده هایمان را پرورش می دهیم و به مردی که دوستش داریم،
آرامش و قدرت می دهیم. اما ما زنان آمریکایی فریب خورده ایم در این باور که ما سعادتمند ترین
هستیم چون شغل داریم، خانه هایی شخصی داریم که می توانیم در آن تنها زندگی کنیم و آزادی،
که عشق خود را نثار هر کس که می خواهیم کنیم . این آزادی نیست و آن عشق نیست.
برای عشق ورزیدن احساس امنیت کند .
به چیزی کمتر از این، تن نده ، ارزش ندارد. تو حتی آن را دوست نخواهی داشت وپس از آن،
حتی خودت را هم کمتر دوست خواهی داشت، سپس او نیز تو را ترک خواهد کرد.
هرچند شرافت و کرامتم را باز پس گرفته ام ،
اما هنوز هیچ چیزی جای اینکه شرافتم را از اول نمی دادم ، نمی گیرد.
اما در حقیقت این ماییم که مورد ظلم واقع شده ایم ، برده ی مدهایی هستیم که پستمان می کند ،
نسبت به وزن و انداممان عُقده ای شده ایم، و گدای محبت مردانی هستیم که نمی خواهند رشد
فکری یابند (مسئولیت پذیر باشند)… در اعماق وجودمان می دانیم که سرمان کلاه رفته است.
با وجود اینکه برخی از ما آن را اقرار نمی کنیم.
خواهش می کنم به دیده تحقیر به ما نگاه نکنیدیا فکر نکنید ما این چیزها را اینگونه که هست، دوست داریم .
این تقصیر ما نیست. اکثر ما پدرانی نداشتیم تا وقتی نوجوان بودیم، از ما حمایت کنند
چون خانواده های ما متلاشی شده اند. تو می دانی چه کسی پشت این نقشه است.
ما زنان مسیحی، حقیقتاً نیاز داریم ببینیم زندگی زنان چگونه باید باشد.
به تو نیاز داریم تا برای ما الگویی باشی، برای اینکه ما گمشده ایم.
پاکی ات را نگه دار. به خاطر داشته باش، آب ریخته شده را نمی توان جمع کرد.
پس با دقت محافظت کن!
روحیه دوستی ، احترام و تحسین.